عقل گفتا که کفی آب بنوش عشق گفتا به کفی آب وفا را مفروش
عقل گفتا چه چشود لعل لبت تر سازی عشق گفتا بشنو گره ی طفلان و خموش
عقل گفتا چه چشود لعل لبت تر سازی عشق گفتا بشنو گره ی طفلان و خموش
|+|
نوشته شده توسط علی باقری در سه شنبه 9 بهمن1386 و ساعت 5:6 بعد از ظهر
اگه میخواستی که منو تو کربلا راه ندی کی گفت که دعوتم کنی چرا منو صدا زدی کی گفت که عشق تو حسین کنج دلم جا بگیره کی دستمو گرفت و گفت بیا دیر دیره
|+|
نوشته شده توسط علی باقری در سه شنبه 9 بهمن1386 و ساعت 4:11 بعد از ظهر








